سبک زندگی

از قضاوت دیگران نترسید. خبری نیست!

تقریبا همه ما خیلی زیاد با این جملات که از ترس قضاوت دیگران نمی‌نویسم، نمیخونم، نظرم رو پنهان می‌کنم یا چیزهایی شبیه به این روبرو می‌شیم. واقعیت اینه که به محض اینکه دهان مبارک رو باز کنیم ذهن طرف مقابل داره ما رو قضاوت میکنه. کار به همینجا ختم نمیشه و میدونیم که ذهن بسیاری از افراد با اولین حرکات چهره و با دیدن زبان بدن مون تصمیم میگیره درباره ما قضاوت کنه. ولی شما نیاز دارید به اینکه قضاوت بشید اگر میخواهید واقعا رشد کنید.

نکته اینجا اینه که خیلی از ما ها در یک ترس مبهم ازینکه طرف مقابل در مواجهه با هر کدوم از act های ما، صحبت ما، توئیت ما، نوشته ما و حتی کد ما چه عکس العملی نشون خواهد داد قرار داریم. ولی من برای شما یه خبر خوب دارم 🙂 شما دست به هرنوع حماقتی هم که بزنین طرفدارای خودش رو داره. چه برسه به چیزی که حماقت نیست. طرف شما قبول نمیکنه؟ نمیپذیره؟ قضاوت اشتباه میکنه؟ به جهنم. خیلی ساده بود. میدونم.

-این طوری فکر کردن خیلی سخت هست. کار هر کسی نیست…. این رو هم میدونم. ولی بعنوان کسی که از یه ادم بی نهایت خجالتی تبدیل شده به همین چیزی که توصیف اش رو کردم باید براتون بگم که یکی از آسایش های زندگی در همینه. این که برای نظر خودتون ارزش قائل باشید. خودتون رو دوست داشته باشید.

-ممکنه نظرم اشتباه باشه و دیگران مسخره کنن، بخندن یا… پس نمیگم. خب اگر حس میکنی غلط هست چجوری میتونی اصلاح اش کنی تا وقتی که نظرات دیگران رو در موردش نشنوی؟ چجوری میتونی بفهمی ایده مضحک ات باگ داره؟ چجوری میتونی بهترش کنی؟ واقعیت اینه که نمیتونی.

-تو یک احمق درجه یک هستی که به هیچ قانونی پایبند نیستی و خب زدن این حرفا برات راحته:) آره، آزادانه رفتار کردن خیلی جاها احمقانه به نظر میاد. این یک حقیقت تلخِ. این حقیقت تو جامعه ما یک واقعیت بسیار بسیار تلخ ترِ. ولی تا وقتی شما تا یک حدی از این مسیر رو نرید واقعا نمیتونید تاثیر گذار باشید. شما قطعا اشتباه میکنید. به شما خواهند خندید. ولی این رو هم بدونید که همزمان چرندیات دیگران هم براتون بی ارزش میشه. تا اقدام نکنین. تا یه نفس عمیق نکشید و چشمتون رو به جبر احمقانه ای که دیوار های ذهنتون براتون ایجاد کرده نکشید، نمیتونید اصلاح بشید. نمیتونید رشد کنید. باور کنید که دیگران قبولتون میکنن همونجور که هستید. باور کنید به مرور عاقل تر و شجاع تر از بقیه به نظر میرسید. تو موضوعاتی که تا دیروز پشم(یه چیز کم ارزش منظورمه 🙂 ) حسابتون نمیکردن باهاتون مشورت میکنن و…

این رو ببینین لطفا. (زیر نویس فارسی هم داره میتونین زبان اش رو تغییر بدین.)

این یک توصیه شخصی هست. تا میتونین خودتون رو در معرض سوال دیگران قرار بدید تو موضوعاتی که براتون مهم هست. به خودتون این فرصت رو بدید که از نظرات دیگران بهره مند بشید. این وسط چهار تا خنگولِ کچل ( این کچل اشاره به موی سر نداره از همه کچلهای واقعی عذر میخوام) هم ممکن هست اراجیف بارتون کنن. اکی بذار بارتون کنن. بقول ارسطو (افلاطون شاید؟) یا دیگران خودشون عالم هستن و به علم من پی میرند یا جاهل اند و ایراد میگیرن که در این صورت چه باک از سخن جاهلان. (نقل به مضمون کردم) یا دیگران در سطحی هستن که شما رو درک میکنن یا نیستن. اونها که نیستن ۲ دسته اند. یا نفهم هستن که خب مهم نیستن. یا فهمیده هستن که خب اصلاح مون میکنن. مسخره بازی در نمیارن. یادتون نره. کسانی که از قضاوت دیگران ترسیدن هرگز چیزی ازشون در نیومده.

خیلی ساده بود.

خودتون باشید.

از زندگی تون لذت ببرید. 🙂

نمایش بیشتر

MINIMAL

مینیمال هستم. کاری داشتید با توییترم در تماس باشید.

4 دیدگاه در “از قضاوت دیگران نترسید. خبری نیست!”

  1. سلام، من شاید بهترین مثال نوشته تون باشم.
    نظر واقعیم را ابراز نمیکنم،خود واقعیم نیستم و شاید باورتون نشه بیش‌تر مواقع یک اکانت دیگه دارم که خود واقعیمم،البته نه واسه قلی بودن،مثلا کد میزنم ولی دوست ندارم بدونن من کی هستم تا کدهام بدون قضاوت بررسی بشه و…
    صادقانه بگم،من ی آدم نادیده گرفته شده ای ام 😁حتی فروم هم که سوال بپرسم نادیده گرفته میشم،واقعا نمیدونم مشکل چیه،آدم‌ها سعی میکنند نقش من را کم اهمیت جلوه بدن و نمیتونند بپذیرند من هم توانایی برابر یا بالاتر نسبت به اونها دارم.
    همیشه از ابراز احساسم ،نظرم و عقیده ام ناتوانم،به خاطر نادیده گرفته شدن با کسی همکاری نمیکنم و شاهد پیشرفت کسایی هستم که از من ضعیفتر بودند،علت موفقیت اونها هم الان همین ارتباطات و تشنگی و مقدماتی بودن این علم در بازار است که چنین افرادی با چنان توانایی دارند بدون توانایی واقعی وارد این حوزه میشند…

    1. مرسی که نظر دادی.
      شما خودت، خودت رو نادیده گرفتی.
      با گفتن اسمت یا پرسیدن نظر دیگران یا در معرض قرار دادن ایده هات هیچ اتفاق بدی قرار نیست بیافته.
      مگه چند بار قرار هست زندگی کنی که بخوای بخاطر حد دیگران زندگی کنی،پنهان کاری کنی یا…
      اتفاقا باید اون چیزی که درونت هست رو بیان کنی تا آدم های هم فکر ات رو بتونی پیدا کنی و تو هم شبکه ای از این آدمها رو به مرور بسازی

      1. ممنون از پاسختون.
        در جنگ با این حس بد هستم 🙂
        واقعا وبلاگ شما را دوست دارم.ممنون که مینویسید.
        خیلی بهم کمک میکنه(به یک آدم تنها،یا پر از افراد که خودش بودن براش سخته و از کسی کمک نمیخواد و سوال نمیکنه و….)،ممنون

        1. لطف داری
          ببین خیلی مسأله رو پیچیده نبین.
          هیچ اتفاق مثبتی تا وقتی که نظرت رو نگی نمیافته.
          هیچ اتفاق بدی هم با گفتن اش نمیگه.
          حساب سود و زیان هست دیگه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دو × دو =

بستن