کارماشین لرنینگ

مصاحبه هایی که با شرکت های خارجی دادم

از اول خرداد ۹۷ تا اول مرداد ۹۷ یه سری جاها مصاحبه دادم که به ترتیب در مورد همه شون صحبت میکنم. مصاحبه ها تو امریکا، هلند،ژاپن، آلمان و سوئد بودن.

آمریکا، مینِپولیس

اینجا اولین جایی بود که برای یه کار خارجی صحبت کردم. واقعیت اینه که مصاحبه ندادم و بدون مصاحبه قبول شدم. داستان ازین قرار بود که من با یکی از دوستان در مورد برخی موارد صحبت کرده بودم و خوششون اومده بود و خب کار ریموت ردیف شد. اواخر تیرماه گفتن که از دوشنبه کار رو شروع میکنیم که روزش گفتن وکیل شرکت گفته طبق قانون فلان نمیتونیم با ایرانی ها کار کنیم.

 

آمریکا، (محل کار در وینیپگ کانادا)

این دومین مصاحبه بود. شرکت کلاستر وان. این رو هم دوست عزیزم پیام داد که مصاحبه بکنیم و بنظرم اشتباه ترین حرکت من تو همه مصاحبه ها این مصاحبه بود. دلیل اش هم این هست که برای کیسی  که من تو ذهنم داشتم بهترین گزینه کاری بودن و متاسفانه اولین مصاحبه رو با بهترین گزینه دادم. راستش من کاملا قفل کرده بودم و اصلا نمیتونستم صحبت کنم. عدم توانایی در صحبت کردن رو بذارید کنار اینکه همون اول فهمیدم هم تیمی های احتمالی در این تیم از گوگل برین و فیس بوک هستن. خب برگام ریخته بود به نوعی.

۱- شرکت های خوب رو همون اول مصاحبه ندید.

خب من ۲ تا مصاحبه داده بودم و بیخیال شده بودم تا اینکه یکی از همکاران گفت که تو اگر مصاحبه هم بدی ویزا نداری که بتونی بری و … منم که از همه جا بیخبر بودم گفتم اِاِ من نمیدونستم انقدر داستان مهم هست و اگر میدونستم که ویزا مهم هست مصاحبه قبلی رو جدی میگرفتم 🙂 (چون کلاستر وان ویزا رو ردیف میکرد)

همون روز تصمیم گرفتم جاهایی که ویزا اسپانسر میشن رو انتخاب کنم. ماه رمضون بود و من یادمه ۳ نصف شب برای کول بلو رزومه دادم. و فرداش دعوت به مصاحبه شدم.

هلند، آمستردام

کول بلو شرکت سومی بود که مصاحبه دادم. روز بازی ایران مراکش بود و خیلی بد پیش رفت. اساسا بدترین مصاحبه ای که دادم. طرف دقیقا ۴-۵ دقیقه بعد از شروع گفت بنظر میاد(چون نمیفهمید چی میگم) که شما خوب باشی بلحاظ فنی ولی ما اینجا به کسی نیاز داریم که communication skills اش تو انگلیسی خیلی خوب باشه که من نداشتم همچین آپشنی رو.

۲- مصاحبه دادن یه سری پیش نیاز ها داره که یکی اش زبان هست. با نداشتن مینیمم ها دست به کار نشید. بعدا تو هر مصاحبه ای دچار استرس میشید بخاطر برخوردهای قبلی که باهاتون داشتن.

ژاپن، توکیو

مصاحبه با rakuten که اونم یه چیزی تو مایه های کول بلو بود و هر دو خرده فروشی انلاین هستن به خوبی پیش رفت. من تا مرحله سوم پیش رفتم و اکی فنی و communication skill رو گرفتم. منتهی مرحله سوم رد شدم که البته دعا میکردم که رد بشم چون داستان پیش اومد برام و نتونستم خدمت رو بخرم :/ یکی از مهمترین نکته هایی که تو این مصاحبه بهش برخوردم اینه که بشدت رو برخی سوالها باید با حساسیت پاسخ بدی. مثلا من تو مصاحبه اخر با همین شرکت ژاپنی وقتی ازم پرسید چرا میخوای بیای وقتی که از تیم فعلی ات راضی هستی؟ گفتم اوضاع مملکت خرابه و… که یه جورایی گند زدم به کل مصاحبه.  این سوال رو همه ازتون میپرسن و باید با دقت جواب بدید به این نوع سوالات. قیافه ژاپنیه بعد از پاسخ من دیدنی بود. واقعا هم حق داشت. من داشتم با زبون بی زبونی میگفتم که اگر اوضاع من اونجا خراب بشه بازم میرم جای بعدی که البته درست نبود ولی خب جمله من این رو میرسوند.

آمریکا، نیویورک

من تا حدی رو زبانم کار کرده بودم و خب ظرف همین دو ماه دیگه ازون حالت قفلی بیرون اومده بودم و چون کانتکست همه مصاحبه ها یکی بود اساسا داشتم تمرین میکردم برای اینکه تو مصاحبه ها از چی میپرسن و کلمات کلیدی چی هستن و.. و یه گوشه هم یادداشت میکردم ایراداتم رو. تا اینکه رسید به شرکت alphasights که واقعا گیج میزدم که چی داره بهم میگه اصلا. روم نمیشد بپرسم که چی میگی و البته شما هم نباید بپرسید وقتی با یه نیتیو طرف هستید و چیزی که برداشت میکنید رو بگید بنظرم خیلی بهتره تا اینکه بگی بیشتر توضیح بده. اینجا هم من رد شدم و البته اینها بشدت نیاز به برقراری ارتباط با مشتری داشتن و …

آلمان، مونیخ

من برای یه پوزیشن nlp مصاحبه دادم با شرکت gini. کار رو دوست داشتم و خب شرایط خیلی شبیه شرکت راژمان بود بلحاظ تیمی. مصاحبه اول با یه خانم بود که روانشناسی کسب و کار خونده بود و خب بنظرم خوب پیش نرفت. چون مصاحبه فنی نبود و من همون اشتباهات ژاپن رو تکرار کردم. البته بلحاظ زمانی این مصاحبه قبل از اخرین مصاحبه ژاپن بود و من تو اینجا نفهمیدم ایراد کجا بوده ولی تو اون مصاحبه ژاپنی گرفتم داستان چی هست.

سوئد، استکهلم

یک ساعت و پنجاه دقیقه مصاحبه دادم با یه اقایی از شرکت sandvic که اتفاقا فیزیک خونده بود مصاحبه دادم. تقریبا هیچی از رزومه نپرسید و هرچی که پرسید رو نصفه بلد بودم ولی تجربه کار جدی نداشتم. نمیدونم چرا انقدر کش داد ولی خب در نهایت بنظر خیلی هم بد نمیومد. در نهایت گفت یه مصاحبه دیگه یکی از همکاران میگیره که خب هنوز نگرفتن.

آمریکا، جکسون ویل

یه خانمی تو لینکدین پیام داد که باهم صحبت کنیم و صحبت کردیم و من بهش گفتم که دنبال کار ریموت هستم که خب بعدش خبر دار شدم که الان قانونی نیست این و خب پرید.

 

نکاتی که این وسط یاد گرفتم رو براتون تیتر وار میگم:

۱- شرکت های خوب رو همون اول مصاحبه ندید.

۲- مصاحبه دادن یه سری پیش نیاز ها داره که یکی اش زبان هست. با نداشتن مینیمم ها دست به کار نشید. بعدا تو هر مصاحبه ای دچار استرس میشید بخاطر برخوردهای قبلی که باهاتون داشتن.

۳- من هیچ وقت تو لینکدین به نتیجه نرسیدم. به هیچ عنوان وقتتون رو صرف easy apply اش نکنین. کلا هم تو لینکدین وقت نذارید برای پیدا کردن کار چون بی فایده است .

۴- همه مصاحبه هایی که خودم اپلای کردم رو از stackoverflow گرفتم و خب جای بهتری هست و فیلتر های بهتری داره. هرچند سرچ اش خیلی احمقه ولی خب چاره ای نیست.

۵- رزومه های شما تو پوزیشن های به درد بخور معمولا توسط نرم افزار خونده میشه. به هیچ وجه از فرمت هایی که برای ماشین خوندنش سخته استفاده نکنید. ترجیحا از ورد معمولی استفاده کنید.

۶- برخی سوالات همه جا و برای همه پوزیشن ها یکسان هستند. جواب های صادقانه که درست منظور رو میرسونه براش داشته باشید و از قبل براش اماده باشید.

۷- گدا بازی در نیارید ۴ تا کد تر تمیز از خودتون اپن سورس کنید تا هم بقیه استفاده کنن، هم شبیه هندوانه در بسته نباشید برای شرکت ها.

۸- محتوای فارسی/انگلیسی تولید کنید. نیاز هم نیست حرف نو بزنید. تو جایی که تخصص دارید هرچند یه جمع بندی هم باشه بازم ارزشمند هست.

۹- بعنوان نمونه کار هر چی که دارید و خوب هست رو معرفی کنید. نگران نباشید که فارسی هستن یا … اگر هم همه اینها رو تو یه ادرسی جمع و جور کنین که چه بهتر. مثلا من بعنوان پورتفولیو برای همین شرکت سوئدی ادرس اپ نشان رو تو گوگل پلی دادم و در کمال تعجب رفته بود و ریویو ها رو ترجمه کرده بود و.. خیلی هم فیدبک مثبتی داشت برام.

۱۰- سعی کنین همیشه سرور بالا داشته باشید. و این سرویس ها قابل تست و فهم باشن برای خارجی ها. مثلا من سرویس هایی برای تکست فارسی دارم یا همین اپ نشان که فقط تو ایران کار میکنه یا یه سرویس پیش بینی قیمت بلیط هواپیما  که اونم بهش دسترسی از بیرون نیست فعلا. خب اینها چیزایی نیستن که بشه  به طرف نشون داد چه کاره ای چون هیچ کدوم رو نمیفهمه و نمیتونه تست کنه.

این لیست رو به روز میکنم.

پیروز باشید.

نمایش بیشتر

MINIMAL

مینیمال هستم. کاری داشتید با توییترم در تماس باشید.

10 دیدگاه در “مصاحبه هایی که با شرکت های خارجی دادم”

  1. سلام. ممنونم از نوشته خوبتون.
    من یه سوال داشتم: توی نوشته گفتید که فرصت های شغلی رو از stackoverflow پیدا کردید که خب برای برنامه نویس هاست. من اگه برای مهندسی صنایع بخوام شغلی رو پیدا کنم به نظرتون کجا دنبالش بگردم ؟

      1. ممنونم از پاسختون.
        یه سوال دیگه هم داشتم: در نوشته تون یه جایی در مصاحبه با شرکت ژاپنی به سوال “چرا میخوای بیای وقتی که از تیم فعلی ات راضی هستی؟” اشاره کردید و گفتید که جواب خوبی به این سوال ندادید. در مصاحبه ها پاسخ مناسب به این پرسش چیست ؟

        1. شما باید پاسخ خودت رو بدی.
          من خودم میخوام رو موضوعات جدیدتر کار کنم و چلنج های دیگه ای داشتم باشم با مسائل متنوع تر.
          از طرفی بودن تو تیم بزرگتر احتمالا شما رو درگیر مسائل بزرگتر میکنه که منجر به یادگیری بیشتر میشه.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هفده + 17 =

بستن